ذبيح الله صفا
500
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
هميشه چنين باد بندهنواز * دل دشمنانش رهينِ گُداز « 1 » در اينجا تكرار مىكنم كه قسمت بزرگى از كتاب الاوامر العلائيه يعنى آن قسمت كه مربوط بدورهء غياث الدين كيخسرو اول و كيكاوس و كيقبادست در حكم تلخيصى است از منظومهء مفصل سلجوقنامهء قانعى كه ابن البيبى مطالب آن را با عبارات منشيانه خلاصه نموده و اين ملخّص را گاه با ابيات و اشعار پارسى و عربى از شاعران مختلف آميخته و در بعضى موارد نيز صواب چنان ديده است كه ابياتى را هم از قانعى در مطاوى عبارات خود بياورد و اين نقل گاه بيك و دو و حتى چند صحيفه ( مخصوصا آنچه در بين صفحات 392 - 406 آمده است ) نيز رسيده و ازين راه خوشبختانه مقدار معتنابهى از ابيات سلجوقنامه حفظ شده است . بدين تقدير ابيات معدود متقارب در ذكر سيرت و فتوحات غياث الدين كيخسرو اول و عز الدين كيكاوس اول ( كه چندان زياد نيست ) و اشعارى ببحر مذكور كه در ذكر سيرت علاء الدين كيقباد در الاوامر العلائيه مىبينيم ( و از هزار بيت متجاوزست ) بحدس قريب بيقين از قانعى طوسى و مأخوذ از سلجوقنامهء است . عدد اين ابيات دربارهء علاء الدين كيقباد كه ممدوح مستقيم قانعى بوده و قانعى سلجوقنامه را بنام او و در حقيقت براى بيان سيرت او و ستايش اعمال وى ساخته بود ، درين كتاب در حدود يكهزار و صد بيت است كه در بعضى از آنها جنبهء مدح و ستايش قانعى را نسبت بممدوح بوضوح مىبينيم و از روى آنها معلوم مىشود كه سلجوقنامهء قانعى در زمرهء منظومههاى تاريخى ( يا حماسههاى تاريخى ) است كه باستقبال شاهنامهء فردوسى ساخته شده و اشعار آن به نسبت با گفتار بلند فردوسى البته متوسط است خاصه كه در بعضى از آنها غلطهاى كتابتى راه يافته و آنها را به صورت ابياتى سست جلوه داده است . درستست كه قانعى هنگام نظم كليله و دمنه كار سلجوقنامه را تمام شده معرّفى كرده
--> ( 1 ) - اين ابيات يادآور ابياتيست كه قانعى در مقدمهء كليله و دمنهء منظوم آورده و قبلا نقل كردهايم .